Выберите регион
и язык интерфейса
Покажем актуальные для региона
Telegram-каналы и возможности
Регион
avatar

رسول جعفریان

jafarian1964
Подписчики
16 033
24 часа
7
30 дней
86
Просмотры
2 312
ER
14,42%
Посты (30д)
25
Символов в посте
1 263
Инсайты от анализа ИИ по постам канала
Категория канала
Книги
Пол аудитории
Мужской
Возраст аудитории
35-44
Финансовый статус аудитории
Средний
Профессии аудитории
Исследования и академия
Краткое описание
November 02, 16:31

https://t.me/jafarian1964

October 30, 13:50

وقال عليّ [علیه السلام]:
إن كان رسول الله صلى الله عليه و[آله و] سلم ليستقبل الرجل من أصحابه إذا رآه مغموماً بالمداعبة، وكان صلى الله عليه و[آله و] سلم يقول: «إن الله عز وجل يبغض المعبس في وجوه إخوانه».
علی (ع) گفت: رسول خدا (ص) هرگاه یکی از اصحاب خود را اندوهگین می‌دید، با شوخی و مزاح از او استقبال می‌کرد [تا اندوهش را برطرف سازد]. آن حضرت می‌فرمود: «خداوند عزوجل کسی را که در برابر برادرانش چهره در هم می‌کشد، دشمن می‌دارد.»
ریاض الاُنس لعقلاء الإنس، ص 225
كتاب الفتوه، ابوعبدالرحمن سلمی، ص 17
زهر الفردوس، 2/526 با سند عن جعفر بن محمد، عن ابیه، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه، عن أبیه علی قال، قال رسول الله....
https://t.me/jafarian1964

October 29, 19:00

نام عبدالکریم سروش و آشنایی آقای آخوندی با ایشان نیز در ادامه آمده است (ص ۱۹۴ به بعد). از جمله نقل شده که سروش یک بار بیرون خانه آقای حلبی، روی سکویی نشسته و وارد جلسه نشده بود. کسی از او پرسیده بود چرا داخل نمی‌شوی و او پاسخ داده بود: «من این چرت‌وپرت‌ها را نمی‌خواهم» (ص ۱۹۶).
جلسات نقد مارکسیسم آقای محمدتقی جعفری، گرچه از سوی اعضای انجمن برگزار می‌شد، ارتباطی با آقای حلبی نداشت و ایشان در این باره دستوری نداده بود (ص ۲۰۰).
خاطرات آقای آخوندی درباره انجمن و سازمان مجاهدین نیز سودمند است (ص ۲۰۸ به بعد). محمد حیاتی یکی از اعضای انجمن و از مدرسان آن بود که به مجاهدین پیوست (ص ۲۰۹). مهدی ابریشمچی نیز انجمنی بود (ص ۲۱۰). اینکه چه کسانی از اعضای انجمن بعدها تغییر مسیر داده و به سازمان مجاهدین پیوستند، در این مصاحبه مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از فعالان انجمن در قم، مهدی موسوی قمی بود که برادر آقای آخوندی را نیز جذب سازمان کرده بود (ص ۲۱۵). مهدی موسوی قمی در سال ۱۳۵۵، در جریان تیراندازی در اطراف میدان منیریه کشته شد (ص ۲۱۹). سپس حکایت سرنوشت برادر آقای آخوندی آمده است. او از سوی وحید افراخته لو رفته و در ماجرای ترور آمریکایی‌ها متهم شده بود. به همین دلیل، در ۲۵ مهر ۱۳۵۶ اعدام شد (ص ۲۲۲).
موضع مصاحبه‌گر، که سخت مخالف انجمن است، از برخی پرسش‌های او آشکار می‌شود (ص ۲۳۵). باید گفت انجمن نیروهای مذهبی تربیت می‌کرد و به هر حال ممکن بود این افراد به جریان‌های دیگر بپیوندند. در واقع، انجمن به طور غیرمستقیم به انقلاب سال ۱۳۵۷ کمک کرد؛ زیرا بسیاری از نیروهای آن از انجمن جدا شدند و به انقلاب پیوستند.
در کتاب، جسته‌وگریخته، مطالبی نیز درباره آقای مطهری و ارتباط او با انجمن و آقای حلبی آمده است که باید دقیق‌تر بررسی شود (برای مثال، ص ۲۶۰).
آقای آخوندی خاطرات خود را از زمان درگذشت شریعتی نیز بیان کرده است (ص ۲۲۷). بحث درباره مرحوم پرورش، که روزگاری از سخنرانان اصلی جلسات انجمن بود، و اینکه پس از انقلاب چه شد، در چند جای کتاب، از جمله صفحات ۲۲۸ و ۲۲۹، آمده است. همچنین مطالبی درباره مهندس طیب مطرح شده است (ص ۲۳۲).
همچنان این مسئله که موضع انجمن، و به‌خصوص شخص آقای حلبی، در قبال انقلاب و مبارزه چه بود، محل بحث است و آقای آخوندی جنبه‌های مختلف آن را توضیح می‌دهد (صص ۲۳۴ـ۲۳۵). از جمله، بحث درباره تفسیری از روایات نفی قیام تا پیش از ظهور مطرح شده است. در مواردی، میان مصاحبه‌کننده و مصاحبه‌شونده بحث درمی‌گیرد.
داستان جشن نیمه شعبان سال ۱۳۵۷ و موضع انجمن در قبال آن نیز جالب است (صص ۲۴۱ـ۲۴۳). ادعا شده است که پس از هفده شهریور، آقای حلبی از انجمنی‌ها خواسته بود از انقلاب حمایت کنند. این سخنی است که مصاحبه‌شونده نقل می‌کند (ص ۲۵۰). گاهی مباحث کتاب، از جمله در همین بخش و تا صفحات بعد، به مناظره‌ای دونفره درباره انجمن شباهت پیدا می‌کند (تا ص ۲۶۲).
مطالب مربوط به مسائل پس از انقلاب، مواضع انجمن، موضع آقای خزعلی و خاطرات آقای آخوندی از رویدادها، گاه بسیار جزئی و ارزشمند است و می‌تواند در کنار اسناد و گزارش‌های دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
در جایی از مرحوم کمال خرازی و حمایت او از انجمن یاد شده است (ص ۲۷۴). مشارکت شماری از انجمنی‌ها در دفاع مقدس، در قالب ستاد جنگ‌های نامنظم، به دلیل همراهی با مرحوم چمران بود که سابقه عضویت در انجمن داشت (ص ۲۷۸). محمدتقی بانکی و غفوری‌فرد نیز از اعضای انجمن بودند (ص ۲۷۷).
نام بسیاری از افرادی که در انقلاب و تحولات آن در شهرهای مختلف نقش داشتند، در لابه‌لای این خاطرات آمده است. یکی از معروف‌ترین آنها مرحوم پاک‌نژاد بود که پیش از انقلاب ریاست انجمن یزد را بر عهده داشت و در واقعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید (ص ۲۹۷). به گفته آقای آخوندی، داستان انقلاب و انجمن در یزد به هم آمیخته بود (ص ۲۹۸).
از دیگر چهره‌های انجمن که در جمهوری اسلامی منصب گرفت، شهید نامجو، دومین وزیر دفاع، بود. او از اعضای انجمن بود و آقای آخوندی خاطراتی درباره وی آورده است (ص ۳۰۳) و می‌گوید از سال ۱۳۴۳ او را می‌شناخته است. به نظر آقای آخوندی، انجمن پس از انقلاب هیچ‌گونه خیانتی به انقلاب نکرد (ص ۳۰۴).
از فعالیت گروه مهدی هاشمی علیه انجمن اصفهان به‌فراوانی یاد شده است (ص ۳۰۸). این گروه علیه خانواده اقارب‌پرست نیز فعالیت داشت. یکی از برادران اقارب‌پرست رئیس مؤسسه ابابصیر اصفهان بود؛ مؤسسه‌ای که برای کمک به نابینایان و آموزش آنان فعالیت می‌کرد (ص ۳۰۸). برادران اقارب‌پرست از کسانی بودند که در انقلاب مشارکت داشتند و برخی از آنان نیز شهید شدند. در پاورقی صفحه ۳۱۰، شرحی درباره فعالیت‌های پس از انقلاب آنان، به‌ویژه در دفاع مقدس، آمده است.
ادامه در پست بعد
👇
👇
👇
👇
👇
👇

October 29, 19:00

داستان انجمن پس از سال ۱۳۶۰ بحرانی می‌شود. آقای خزعلی به دفاع خود از انجمن ادامه می‌دهد و برخی دیگر از روحانیون نیز وارد می‌شوند تا اختلافات را حل کنند (صص ۳۱۶ـ۳۱۷). این مطالب از جمله نکاتی است که آقای اکبری آهنگر، مصاحبه‌کننده، مطرح کرده و آقای آخوندی درباره آنها می‌گوید نخستین بار است که چنین مطالبی را می‌شنود (ص ۳۱۸).
چگونگی تعطیلی انجمن موضوع بعدی است (ص ۳۱۹). صفحات بعدی کتاب، تا صفحه ۳۵۷ که متن اصلی پایان می‌یابد، به همین مسئله و نیز بحث مدارس غیرانتفاعی و مسائلی که درباره مدارس علوی و رفاه پیش آمد، اختصاص دارد.
اساسنامه ابابصیر در انتهای کتاب آمده است. فهرست موضوعات و اعلام نیز در پایان کتاب درج شده که بسیار مفید است.
تصور منتقدان انجمن بر این بود که مؤسسه ابابصیر وابسته به انجمن است و از حکومت شاه حمایت مالی دریافت می‌کرده است. اسناد مربوط به این ادعاها را آقای باقی در کتاب خود علیه انجمن منتشر کرد. یکی از موج‌های مخالفت با انجمن با انتشار کتاب آقای باقی شکل گرفت؛ کتابی که خود او بعدها از منتقدان آن شد. (7 آبان 1405قم.)

October 29, 19:00

نگاهی به جلد دوم خاطرات حاج‌آقا مرتضی آخوندی؛ انجمن حجتیه پیش و پس از انقلاب
«یکی از اعضای انجمن به من گفت: با پیروزی انقلاب، بهائیت پُکید!» (ص ۲۹۰).
چند سال پیش، دفتری با عنوان
هشتاد سال تکاپوی فرهنگی
، شامل خاطرات حاج‌آقا مرتضی آخوندی، منتشر شد. پدر ایشان، حاج شیخ محمد آخوندی، دارالکتب الاسلامیه را بنیاد گذاشته بود و آقای آخوندی نیز در کنار پدر و پس از وی، اداره آن را بر عهده داشته و همچنان دارد. آن دفتر حاوی خاطرات آقای آخوندی از دوران کودکی تا پیروزی انقلاب بود و این بار، دفتر دوم، در ادامه آن منتشر شده است. متن این دفتر ۳۵۷ صفحه است و با احتساب اعلام، فهارس و تصاویر، به ۴۱۶ صفحه می‌رسد. این جلد را خود دارالکتب الاسلامیه منتشر کرده است.
در مقدمه آمده است که از مجموع ۵۲ جلسه مصاحبه، ۱۴ جلسه درباره انجمن است، اما به نظر می‌رسد همه آنچه در این کتاب آمده، به نوعی با انجمن ارتباط دارد. از پرسش‌ها روشن است که مصاحبه‌کننده، آقای رضا اکبری آهنگر، مخالف انجمن است و آقای آخوندی نیز به عنوان عضو و فعال انجمن در این مصاحبه حضور یافته است. در مواردی، گفت‌وگو میان آنها حالت بحث و مناظره پیدا کرده است.
به هر روی، در درجه اول، با کتابی روبه‌رو هستیم که منبع مهمی برای شناخت بهتر انجمن حجتیه است. بیش از نیمی از کتاب درباره مسائل انجمن پیش از انقلاب و بخش کمتری از آن درباره مواضع انجمن در قبال انقلاب است. خاطرات حاج‌آقا مرتضی آخوندی بسیار جزئی و ارزشمند است. در سال‌های اخیر نیز با چندین اثر مشابه در این زمینه مواجه بوده‌ایم؛ آثاری که غالباً از سوی فعالان انجمن منتشر شده‌اند.
نخستین گفت‌وگو با شرح آشنایی آقای آخوندی با آقای حلبی آغاز می‌شود و سپس بحث‌ها ادامه می‌یابد. جسته‌وگریخته، در لابه‌لای کتاب، مسائل دیگری نیز مطرح شده است. برای مثال، در همان صفحات آغازین، بار دیگر از تعلیقات علامه طباطبایی و مشکلاتی که در پی آن پدید آمد، سخن گفته شده است (ص ۱۷).
عضویت آقای آخوندی در انجمن از سال ۱۳۴۰ بوده است (ص ۲۵) و ایشان خاطرات خود را از چگونگی اداره جلسات، نگارش جزوات و توزیع آنها بیان کرده است (تا ص ۴۶). صفحاتی نیز به بحث درباره مناظره اعضای جوان انجمن با مبشران، یا همان میسیونرهای مسیحی، اختصاص یافته که حاوی نکات تازه‌ای است (ص ۴۷ به بعد).
از قیام پانزده خرداد به بعد، مسئله رابطه انجمن با مبارزان مطرح می‌شود و آقای آخوندی به همکاری خود با مبارزان اشاره کرده است (ص ۵۲). عمده بحث درباره فعالیت‌های تبلیغی و انتشاراتی انجمن است. از جمله، اطلاعاتی درباره چاپ کتاب
کنیاز دالگورکی
و مسائلی که در پی آن پدید آمد، به دست داده شده که در نوع خود جالب است (صص ۵۹ـ۶۱). همچنین ماجرای کتاب «سن پالو» مطرح شده است (صص ۶۴ـ۶۶). مروری نیز بر کتاب‌هایی که در آن سال‌ها در نقد بهائیت نوشته شده، از جمله کتاب
بهائیان
اثر محمدباقر نجفی و دیگر آثار، صورت گرفته است (صص ۷۲ـ۷۶).
آقای آخوندی درباره نقش خود در انجمن به عنوان مدرس نیز سخن گفته و شرح داده است که در شیراز و کاشان تدریس داشته است (ص ۸۲). گزارشی هم از مواضع مراجع نسبت به انجمن و اینکه چه کسانی اجازه استفاده از سهم امام را برای فعالیت‌های تبلیغی داده بودند، ارائه کرده است (ص ۹۲ به بعد).
در ضمن مباحث، از جوامع بهایی در شهرهای مختلف یاد شده و اینکه انجمن چگونه به مقابله تبلیغاتی با آنان برخاسته است؛ برای مثال، در جاسب (صص ۱۰۵ـ۱۰۶). در ادامه، جزئیات بیشتری از نفوذ افراد انجمن در جلسات بهائیان و اتفاقاتی که در این زمینه رخ داده، بیان شده است.
نخستین سمینار انجمن در سال ۱۳۴۹ در مشهد برگزار شد و آقایان حلبی، پرورش، وحید خراسانی، ضیایی روحانی و عده‌ای دیگر در آن سخنرانی کردند (ص ۱۴۳). انجمن در اوایل دهه پنجاه به ثبت رسمی رسید (ص ۱۴۵).
از سال ۱۳۵۰، بحث مبارزه با شاه جدی‌تر شد. به دلایلی، کسانی بودند که هم خود را انجمنی معرفی می‌کردند و هم فعالیت مبارزاتی داشتند و در ساواک می‌گفتند انجمنی هستند تا با آنان کاری نداشته باشند. این امر سبب شده بود برخی از انجمنی‌ها بی‌دلیل دستگیر شوند. آقای حلبی به همین دلیل گفته بود هر کسی که فعالیت سیاسی می‌کند، به انجمن نیاید (ص ۱۵۷).
کتاب اطلاعاتی نیز درباره فرهنگ نخعی دارد که جالب است (صص ۱۵۷ـ۱۶۲)؛ کسی که من هم کتابی درباره او منتشر کرده‌ام. اتفاقات شیراز، بهایی شدن فرزند یکی از روحانیون و مسائلی که در پی آن پیش آمد نیز جالب است (صص ۱۶۴ـ۱۶۵).
در ادامه، باز هم شرح مفصلی از چگونگی و روش مبارزه انجمن با بهائیت به دست داده شده است (ص ۱۷۱ به بعد). انجمن گروهی برای نگارش داشت که اعضای آن به تألیف آثار می‌پرداختند (ص ۱۸۰ به بعد). درباره انجمن و اهل سنت نیز توضیحاتی آمده که جالب است. آقای آخوندی می‌گوید نشنیده است که آقای حلبی جلسه عیدالزهرا داشته باشد (ص ۱۹۲).
ادامه در پست بعد
👇
👇
👇
👇

October 29, 18:56
Файлы недоступны
1
Открыть в Telegram

یکی از اعضای انجمن به من گفت: با پیروزی انقلاب، بهائیت پُکید! (ص 290)
(گفتگو و تنظیم: رضا اکبری آهنگر، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1405. ت 66408441)
بنگرید به گزارش پست بعدی از این کتاب
👇
👇
👇
👇

October 29, 06:56
Файлы недоступны
10
Открыть в Telegram

October 29, 06:56
Файлы недоступны
1
Открыть в Telegram

October 27, 06:12

مطالعۀ تطبیقی روایت مواجهۀ شاه‌عبّاس و نقطویان در منابع عصر صفوی(با تأکید بر افضل‌التّواریخ خوزانی)
عباس آداودی جلفائی
رسول جعفریان
https://jhss.ut.ac.ir/article_107319.html

October 21, 14:29

متن سخنرانی بنده خدا در شب محسن کمالیان