
مُحَلِّل
الحَمدُ لله الّذي صدقَ وعدَه
ونصرَ عَبدهُ وأعزَّ جُندهُ
یکی از مسائلی که در دوره جاری خواهیم داشت، سخنان شخص دونالد ترامپ است که با دستکم با دو هدف: ۱. مصرف داخلی در آمریکا و ۲. نگه داشتن سایه تهدید، ابهام و عدم قطعیت بر سر ایران صورت گرفته، میگیرد و خواهد گرفت. این موضوع میطلبد که هوشیاری بالایی از سوی تیم مذاکره کننده و رسانه ها و جریانات داخلی صورت گرفته و تیم ایرانی نیز حتماً گامهایی را هم در خود مذاکرات و هم در عرصه رسانه ای در جهت مقابله با صحبتهای گاه و بیگاه و ضد و نقیض ترامپ اتخاذ کند.
@Mohallell
در دوره جاری و به شرط تداوم آتش بس در دوره ۶۰ روزه و حتی پس از آن، ما چند اولویت اساسی در حوزه مسائل داخلی خواهیم داشت:
۱. برگزاری پرشکوه مراسمات ماه محرم و اربعین و از همه حساس تر، تشییع حماسی قائد شهید امت که موارد فوق، علی الخصوص آخری، یک رزمایش همه جانبه ملی با همکاری همه ارگان ها و دستگاه های دولتی و غیردولتی و مردمی و داخلی و خارجی در ابعاد اجرایی، مالی و اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و ... خواهد بود که می تواند پیام های برجسته داخلی و خارجی در حوزه کارآمدی و انسجام داشته باشد.
۲. انتصابات جدید در نهادهای مختلف نظامی و امنیتی و دولتی که در مدت اخیر، یا به دلیل پایان احکام و یا به دلیل شهادت افراد، نیازمند تغییر هستند.
۳. جبران بخشی از کسری بودجه دولت خصوصا در جهت تامین پرداخت حقوق و دستمزدها تا پایان سال و همچنین تامین بخشی از بودجه بازسازی خسارات جنگ در نقاط حساس و تثبیت یا افزایش مبلغ کالابرگ جهت کمک به اوضاع معیشتی
۴. تقویت و شارژ ذخایر کالاهای اساسی و حیاتی کشور حداقل تا پایان سال جاری
۵. توسعه ذخایر و زیرساخت های انرژی حساس مانند برق، گاز و بنزین برای یک ماه یا به گونه ای که بحران های عمیق مانند قطعی کامل یا کمبود گسترده وجود نداشته باشد.
۶. توسعه مسیرهای جایگزین بنادر جنوب کشور و امارات متحده عربی از سایر مبادی مرزی و کشورهای دوست و همچنین بازسازی زیرساخت های خنثی سازی تحریم در جهت کم اثرسازی اهرم محاصره دریایی دشمن
۷. در صورت شرایط پیشبرد مذاکرات جهت نهایی سازی یک توافق، ترکیب موارد بالا در کنار طراحی اصول اساسی سیاسی و رسانه ای در ارتباط با مذاکرات جهت عدم تکرار ضعف های قبلی و همچنین وادارسازی دشمن به اجرای تعهدات خود(که بحثی جداگانه است)، باید باعث شود که تحت حضور رهبر معظم انقلاب یک نوع استقرار در داخل همزمان با بازسازی ها در حوزه های مختلف، برقرار شده تا بتوان با قدرت بیشتر در میز حاضر شد. البته بی شک دشمن نیز اولویت بندی ما را دانسته و تلاش خواهد کرد که به طرق مختلف، مانع از تحقق موارد فوق شده و زمان را به ضد ما به حرکت درآورد که اقدامات مورد نیاز در این حوزه در این متن نمی گنجد.
@Mohallell
پس از حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت، مطابق معمول دو تحلیل پیرامون این واقعه شکل گرفت: تحلیلی که معتقد بود حمله فوق با هدف برهم زدن توافق میان ایران و آمریکا در دقیقه 90 است و ما نباید پاسخی دهیم و تحلیلی که معتقد بود که این حمله به جهت معادله سازی و فشار علیه ایران با جداسازی عرصه ها ولو با وجود توافق است. با توجه به تحلیل دوم، آمادگی نظامی در قالب طرحی مشخص جهت پاسخ مستقیم ایران به رژیم صهیونیستی شکل گرفت. این آمادگی کاملا عملیاتی در میان رده های عملیاتی به حدی بود که شاهد بودیم دستورالعمل های پدافند غیرعامل و ... اجرایی شد و هواپیماها و سوخت رسان های آمریکایی در فضای منطقه و برخی پهپادهای دشمن در فضای داخل به پرواز درآمدند تا به رصد و رهگیری موشک های شلیک شده بپردازند. همزمان، در یک مسیر موازی، فشار شدید میانجی گران منطقه ای شامل قطر، ترکیه و پاکستان جهت عدم پاسخ به حمله در ازای گرفتن امتیازی جدید برای ایران در حوزه پول های بلوکه شده، رفع محاصره دریایی و مدیریت تنگه هرمز و خود آتش بس در لبنان صورت گرفت. با گذشت زمان و وقوع پیشرفت های جدید در موارد، نهایتاً تفاهم اعلام شد.
در این خصوص یک نکته وجود دارد:
رویکرد همیشگی ایران پیش از هر حمله این بوده که بتواند امتیازی را به صورت نقدی دریافت کند. این رویکرد ثابت پیش از عملیات های وعده صادق 1 و 2 نیز بوده است که آتش بس در غزه محوریت خواست ما بود که رخ نداد. اکنون آنها مواردی را در خصوص محاصره و تنگه و لبنان را موافقت کرده اند و در صورت اجرای آن می توان گفت که این شیوه برتر خواهد بود زیرا به شکل اساسی، اولویت بر این است که ما بتوانیم اهرم های خود را در مرحله بالقوگی تبدیل به امتیاز کنیم و در غیر این صورت، اقدام به اعمال قدرت کنیم. در صورتی که دشمن نیز این مواردی که وعده داده را اجرا کند، در واقع وجود اراده شلیک در ما و هزینه آن را نیز عملاً پذیرفته بنابراین اینکه ما بدون شلیک بتوانیم اهداف خود را تامین کنیم، برتری دارد، خصوصا اگر شليك ها نتواند تاثیرگذاری میدانی داشته باشد اما این بدین معنا نیست که کار را تمام شده فرض کنیم زیرا دشمن نیز می تواند این معادله را باب کند که در ازای وعده هایی، ما را از تثبیت معادلات راهبردی خود در منطقه بازدارد بنابراین اهرم های فشار تا لحظه اجرای مطالبات مدنظر ما باید حفظ شوند.
@Mohallell
برای اینکه بدانیم که نیت واقعی تل آویو از حملات به ضاحیه چیست و پاسخ جمهوری اسلامی ایران چه باید باشد و چیست، مطالعه این بخش از گزارش یک نهاد صهیونیستی توصیه می شود:
از دیدگاه اسرائیل، هدف اصلی در گفتگویش با واشنگتن باید ایجاد تمایز روشن بین اقدامات اجرایی اسرائیل در لبنان و تشدید تنش با ایران باشد. اسرائیل باید استدلال کند که اقدام هدفمند در پاسخ به حملات حزبالله به خاک خود - یا به تهدیدی نوظهور از سوی این سازمان - نباید به عنوان نقض رویکرد آمریکا نسبت به ایران تلقی شود، بلکه باید به عنوان شرطی برای موفقیت آن تلقی شود. اگر حزبالله بتواند به حمله به اسرائیل ادامه دهد در حالی که میداند هرگونه پاسخ اسرائیل به دلیل ترس از تشدید تنش توسط ایران، فشار آمریکا را به دنبال خواهد داشت، ترتیبات در لبنان از هم میپاشد و حزبالله عملاً مصونیت پیدا میکند.
اسرائیل باید از دولت بخواهد که «قوانینی برای جداسازی عرصهها» تدوین کند: این درک که پاسخهای هدفمند اسرائیل در لبنان به تخلفات حزبالله، زمینه مشروعی برای پاسخ ایران محسوب نمیشود؛ تعهد آمریکا برای انتقال واضح این موضوع به تهران؛ و یک مکانیسم پاسخ تدریجی که در آن مسئولیت جلوگیری از تشدید تنش، در درجه اول بر عهده حزبالله و ایران باشد - نه فقط بر عهده اسرائیل. در عین حال، اسرائیل باید از تهدیدات علنی علیه بیروت یا ایران که از قبل با واشنگتن هماهنگ نشدهاند، اجتناب کند. چنین اظهاراتی میتواند اسرائیل را با یک انتخاب بد روبرو کند: اجرای تهدیدی که به تلاش آمریکا آسیب میرساند، به وجهه اسرائیل آسیب میرساند، خطر تشدید تنش را افزایش میدهد و روابط دوجانبه را تیره میکند، یا عقبنشینی از آن و اعطای یک پیروزی روانی به حزبالله و ایران.
در نهایت، آخرین دور مذاکرات نشان داد که لبنان صرفاً یک آزمایش آتشبس نیست، بلکه آزمایشی برای توانایی آمریکا و اسرائیل در جلوگیری از پیوند ایران و حزبالله در عرصههای مختلف است. دولت ترامپ به دنبال جلوگیری از تشدید تنش و حفظ احتمال توافق با تهران است. اسرائیل به دنبال حفظ آزادی عمل علیه حزبالله و جلوگیری از بازیابی آن است. این اهداف لزوماً با یکدیگر در تضاد نیستند، اما مستلزم تفاهمات روشن بین اورشلیم و واشنگتن هستند: نقضهای حزبالله باید هزینه داشته باشد؛ و هرگونه تلاش ایران برای استفاده از لبنان به عنوان مکانیسم وتو باید با یک پیام روشن آمریکا پاسخ داده شود. تنها از این طریق میتوان ترتیبات در لبنان را از مکانیسمی برای مهار اسرائیل به مکانیسمی تبدیل کرد که واقعاً حزبالله و ایران را محدود میکند. آخرین دور مذاکرات بین اسرائیل و ایران نشان میدهد که بدون چنین تفاهماتی، ایران و حزبالله تلاش خواهند کرد تا ترس آمریکا از تشدید تنشهای منطقهای را به سازوکاری برای محدود کردن اسرائیل در لبنان تبدیل کنند.
از همین رو، بر خلاف برخی تحلیل ها که تجویز به عدم پاسخ جهت برهم نخوردن توافق دارند، اراده جمهوری اسلامی ایران بر ممانعت از وقوع این معادله است زیرا رژیم در وهله اول به دنبال جداسازی ساحات و حفظ آزادی عمل در حین توافق است.
@Mohallell
در میانه بحثها در خصوص مذاکرات و توافق، داده های دقیق نشان می دهد که آمریکا اقدام به استقرار انبوهی از سامانه های موشک انداز هیمارس در امتداد ساحل خلیج فارس و همچنین استقرار تعداد زیادی بالگرد MH-60 در پایگاههای کویت و امارات کرده که طبعاً هدفی جز انهدام خطوط دفاعی ساحلی ما و پشتیبانی مستمر و نزدیک آتش از نیروهای زمینی خود ندارد. در این سو نیز کسی بیکار نیست و مطابق سناریوهای مختلف، اقدام به آماده سازی های دفاعی و تهاجمی ادامه دارد. برخی تحلیلگران عقیده دارند که موضوع جدید، فرای سناریوهای جنگ و توافق با ایران بوده و آمریکا هدفی راهبردی در جهت تصاحب و تسلط بر تاسیسات نفتی و گازی کشورمان برای خود تعریف کرده است. برخی پا را فراتر از این گذاشته و تسلط آمریکا و امارات بر تنگه هرمز با دست اندازی به بخش عمانی را نیز در سناریوهای میان و بلندمدت مطرح کردهاند.
@Mohallell
قاعده الهی این است: شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر، نعمت از کفت بیرون کند. اخیرا نیز خداوند باری تعالی با لطف و رحمت خود به ما هشدار داد که کفر، می تواند نعمت را از کف ما بیرون آورد. شکر نعمت هم چیزی جز تبعیت از فرمایشات ولایت فقیه نیست.
@Mohallell
وقتی دشمن نیروهای خود را در منطقه جنوب غربی آسیا حفظ کرده و بنا به برخی گفته های خودشان، این حضور با یک تلورانسی تا 6 ماه آینده ادامه دارد، یک معنا دارد و آن تلاش برای عدم تکرار تجربه دی ماه برای دشمن است. دشمن در روایت های بعدی خود افشا کرد که برنامه اصلی حملات آنها برای خرداد ماه طراحی شده بود اما اغتشاشات دی ماه برنامه آنها را جلو انداخت، جایی که ترامپ در آستانه حمله محدودی به مقرهای بسیج و فراجا و برخی اهداف نمادین مانند نهاد ریاست جمهوری در آن چهارشنبه کذایی بود اما رژیم صهیونیستی با استدلال اینکه یک حمله محدود موثر نیست و حتی باعث پاسخ گسترده ایران به ما و شما در شرایط نبود آمادگی کامل سنتکام می شود، این حمله را به تعویق انداخت تا سپس با عددسازی های کاذب از کشته شدگان دی ماه توسط واحدهای موساد، رهبر انقلاب ابتدا ترور شخصیتی شده و سپس با چراغ سبز سازمان سیا، ترور فیزیکی ایشان و حملات گسترده صورت گیرد. با این حال اکنون آنها تلاش دارند تا این نیرو را در منطقه حفظ کنند تا با باز شدن هر پنجره فرصت جدیدی، بدون نیاز به گسیل جدید، اقدام کنند. یکی از این پنجره های فرصت نیز وقوع مجدد آشوب در درون ایران است. اکنون لازم است تا برخی تحلیلگرانی که در فروردین ماه می گفتند محاصره دریایی برای آمریکا بیشتر ضرر دارد تا ما پاسخ دهند که چنین تحلیلی چگونه و بر چه اساسی شکل گرفت؟ در هرگونه تفاهم یا توافق احتمالی نیز ما نباید انتظار خاصی داشته و حتی انتظارات جامعه را افزایش دهیم. به نظر می رسد برگزاری تشییع قائد شهید که خود یک پروژه عظیم ملی است، تلاش برای جذب منابع برای پرداخت حقوق و دستمزد و افزایش کالابرگ تا پایان سال، شارژ ذخایر و ورود کالاهای اساسی برای شش ماهه دوم سال و کاهش ناترازی زیرساختی در برخی حوزه های حساس مانند برق و گاز و بنزین ولو برای یک ماه، جهش در توسعه مسیرهای جایگزین جنوب کشور و همچنین توسعه نقاط قوت اطلاعاتی و نظامی ما متناسب با نقاط ضعف دشمن برخی مواردی هستند که باید به عنوان اهداف اولیه در هر سه سناریوی متحمل جهت تحقق آنها تلاش کرد.
@Mohallell
بارها گفته شده که حاکم بلامنازع محیطی که ما در آن قرار داریم، ابهام، پیچیدگی، عدم قطعیت و ظهور شگفتی سازهای متعدد است بنابراین در این محیط آشوب زده، نمی توان پاسخ های خطی به معادلات غیرخطی داد، پاسخ خطی چیست؟ این است که تصمیم سازان و تصمیم گیران کشور در یک دو راهی گزینه ای به نام موشک - مذاکره و نهایتاً ترکیب این دو قرار گیرند زیرا محیطی که ما در آن قرار داریم اساسا اجازه نمی دهد که توافق یا جنگ پایداری شکل بگیرد و یا با یک ابزار بتوان نقشه دشمن را برهم زد آن هم در جایی که دشمن به دنبال محدودسازی انتخاب های ماست و یک پاسخ مهم، افزایش گزینه های ماست. شگفتی سازهای متعدد در کجا قرار دارد؟ ما در دولت قبل و در دولت بایدن، چهار بار در آستانه توافق با آمریکا قرار داشتیم، بار اول در اسفند 1400 بود که جنگ روسیه و اوکراین که وقوع آن در اراده هیچ طرفی نبود، همه معادلات را تغییر داد.بار دوم و در شهریور 1401، اینبار درز یک جلسه آف د رکورد در کنار تحرک سرویسی موساد باعث برهم خوردن جریان شد. بار سوم و پس از توافق تبادل پول و زندانی در شهریور 1402، اینبار این 7 اکتبر بود که معادلات را بر هم زد. در نهایت و در آستانه مذاکرات جدید، اینبار سقوط بالگرد آیت الله رئیسی باعث لغو قرارهای تعیین شده شد. در همه موارد فوق ما می بینیم که اتفاقاتی که حتی در اراده طرفین نبوده، باعث برهم خوردن روندها شده و این یک امر طبیعی در منطقه جنوب غربی آسیا است. این موضوع که در خاورمیانه همواره وجود داشته در سه سال اخیر جهش یافته و همه چیز را تحت تاثیر خود قرار داده است. پس مشکلی که در برخی تحلیل ها دیده می شود، انفعال نسبت به اقدامات احتمالی دشمن در دوره آینده است. حتی اگر تفاهم اسلام آباد امضا شود، ما به هیچ وجه وارد منطقه سفید (صلح) نشده و درگیری های ما همچنان در منطقه خاکستری اما با آستانه کمتری ادامه خواهد یافت. در اینجا این ما هستیم که باید طراحی کنیم چگونه با خلق ابزارهای سوم (فرا موشک و فرا مذاکره) در حوزه حریف، دشمن را وادار به اجرای تعهدات خود کرده، در نبرد ترمیم از او پیشی گرفته و برای جنگ بعدی خود را آماده تر از قبل خود و دشمن سازیم. با این نگاه، به هر چیز به مثابه فرصتی نگاه خواهیم کرد که از آن به دشمن ضربه می زنیم.
@Mohallell
از زمان اعلام رهبری حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای، خط روایی برجسته ای که در میان ضدانقلاب وجود دارد یک چیز است: «ایشان در حملات نهم اسفند به شهادت رسیده و تمام پیام ها و بیانیه ها توسط وحیدی و قالیباف و ذوالقدر نوشته می شود. این خط به راحتی و با یک سرچ ساده در تمام رسانه های ضدانقلاب و در تمام طیف هایشان دیده می شود. هدف نیز واضح است و القای بی راس بودن حاکمیت ایران است، دقیقا مشابه کارکرد گزارش نیویورک تایمز و سایر رسانه های غربی مبنی بر فوت رهبر انقلاب در اواخر شهریور 401 که یکی از زمینه سازهای اغتشاشات آن سال بود. پس هیچ چیز خطرناک تر از این نیست که برخی در داخل کشور همین جملات را نرمالیزده و بومی کرده و با کلیدواژه های دیگری، اینبار رهبر انقلاب را زنده اما «در حصار» نشان دهند که در این حالت دیگر هیچ محور و مرجعی نخواهیم داشت زیرا ولی فقیه که همه باید حول ایشان باشیم، در این کلان روایت «از خود اختیاری نداشته و دیگران برای ایشان تصمیم می گیرند!». به نظر می رسد منشاء طراحی این روایت ها جز به اداره تاثیرگذاری ختم نشود.
@Mohallell